محمد تقي جعفري

248

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در تعريف اجمالى ايمان مىتوان گفت : ايمان عبارتست از پذيرش يك حقيقت و قرار دادن آن بعنوان اساسىترين عنصر فعال شخصيت و تفسير و توجيه كنندهء همهء سطوح آن . ايمان روشنكنندهء وضع شخصيت در زمان حال و آينده است ، آينده اى كه ايده آل مطلوب شخصيت را قابل وصول خواهد ساخت . ايمان بيك حقيقت كه بهمهء زواياى تاريك زندگى آدمى مانند خورشيد بىغروب مىتابد ، شخصيت را از متلاشىشدن و چندگانگى نجات مىدهد . حيات آدمى را با الگوها و معيارهاى پايدار نظم و انسجام مىبخشد . ايمان هر عملى را كه در راه وصول به ايده آل مطلوب از انسان صادر مىگردد ، طعم حيات مىبخشد . اين مختصات ايمان براى هيچ متفكرى قابل ترديد نيست ، آنچه كه مورد ترديد و اختلاف نظر قرار مىگيرد ، آن هدف مطلوب است كه موجب بروز ايمان و استحكام آن در درون آدمى مىگردد . اگر ما اين حقيقت را بپذيريم كه هدف مطلوب كه باعث بوجود آمدن ايمان در شخصيت انسانى مىگردد ، حتماً و قطعاً بايستى از محبوبيت و مطلوبيت موقعيتهاى گذرندهء آدمى بالاتر و با عظمتتر بوده باشد و نيز اگر بپذيريم كه هدف مطلوب كه عامل بوجود آورندهء ايمان است ، بايستى حسن كمالجوئى بينهايت آدمى را در حد اعلا اشباع نمايد ، اين نتيجه را خواهيم پذيرفت كه موضوع ايمان بطور حتم بايستى ما فوق مزاياى خوشايند طبيعت متغير بوده باشد كه از فراهم كردن يك هدف مطلوب و مطلق براى انسانهاى تشنهء كمال ناتوان است . بهر حال ايمان را به معنائى كه ما گفتيم ، نمىتوانيم به شناختهاى انعكاسى محض از جهان عينى مستند بدانيم ، زيرا شناختهاى انعكاسى محض نه تنها از بوجود آوردن عقيده و ايمان ناتوانند ، بلكه حتى از بوجود آوردن قضاياى كلى بنام قوانين علمى نيز عاجزند ، زيرا قوانين عبارتند از آن قضاياى كلى كه از مشاهدهء تكرار جريان مشابه رويدادها در طبيعت ، در كارگاه ذهن ما ساخته ميشوند و ما در عالم طبيعت هرگز اين قضيهء كلى را كه مىگويد : « معلول